24.اسفند.1404
خانهخبرگزارشتحلیلمصاحبهمقالهتاریخفرهنگورزشتیتر اخبارفروشگاهCat 0تماس

لازم نیست برای فرزند دیکتاتور سابق و حامیانشان که قدر دموکراسی را نمیدانند، خورشید باشیم

لازم نیست برای فرزند دیکتاتور سابق و حامیانشان که قدر دموکراسی را نمیدانند، خورشید باشیم
7.اسفند.1404

لازم نیست برای فرزند دیکتاتور سابق و حامیانشان که قدر دموکراسی را نمیدانند، خورشید باشیم.مسئله مشترک امروز در اپوزیسیون ایرانی از چپ و راست آن نه شخص است و نه نوستالژی سلطنت؛ مسئله مشترک آنها،منطق سیاسی ای است که هنوز «وحدت» را بر «آزادی» مقدم میداند و «تمامیت ارضی» را بالاتر از حق تعیین سرنوشت می نشاند.وقتی گفته میشود بر سر یکپارچگی و یگانگی ملی «مذاکره نمیکنیم»، در واقع سیاست به حوزه‌ امر مقدس منتقل میشود؛ جایی که پرسش،جرم تلقی میشود و تکثر،تهدید همان الگوی مشابه سرکوب در رژیم ج ا ایران بر علیه اکثریت جامعه.این ادبیات دقیقا همان الهیات سیاسی دولت محور است که در آن،جغرافیا مطلق میشود و انسان نسبی.حقیقتا، هر ساختاری که خود را غیر قابل مذاکره بداند،پیشاپیش همانند رژیم فعلی ایران اقتدارگر است.قدرتی که نتوان درباره اش گفت و گو کرد، دموکراتیک نیست؛حتی اگر نام دموکراسی را یدک بکشد.«یگانگی ملی» وقتی بدون به رسمیت شناختن کثرت های ملی،زبانی، جنسیتی و طبقاتی طرح میشود،در عمل به حذف پیرامون به نفع مرکز می انجامد. وحدتی که بر پایه‌ انکار تفاوت بنا شود، همبستگی نیست؛ همسان سازی از طریق اعمال زور و خشونت است.اصل دموکراس بر این فرض بنا شده که آزادی از پایین ساخته میشود،نه از طریق یک مرکز مقدس.حق تعیین سرنوشت،لزوماً به معنای تجزیه یک جغرافیا نیست؛بلکه به معنای بازتعریف رابطه قدرت است.اگر «تمامیت ارضی» تنها در قالب تمرکز حاکمیت فهم شود، هر مطالبه دموکراتیک پیرامون به عنوان تهدید خوانده خواهد شد،بنابراین در فردا روز آینده این جغرافیا این اپوزیسیون چگونه میتواند پیام آور صلح و آشتی در بین مردم باشد؟ اپوزیسیون همسو با ج اسلامی ایران بدانید و اگاه باشید؛که سیاست میدان احتمال هاست، نه یک خط صلب و از پیش تعیین شده. اصرار بر یک روایت واحد از «ملت» یعنی فروکاستن تکثر اجتماعی به یک حالت تثبیت شده.و جامعه زنده،در برهم نهی هویت ها و مطالبات شکل میگیرد.هرگاه یکی را مطلق کنیم، بقیه را فرو میپاشانیم.و این در تضاد کامل با مطالبه مردم معترض جغرافیای سیاسی ایران است.دموکراسی یعنی هیچ مفهومی نه خاک،نه پرچم، نه تاریخ فراتر از پرسش نباشد.اگر «یگانگی ملی»شما تاب گفت و گو ندارد،پس منطق شما بیش از هر چیزی شبیه به اقتدار رژیم فعلی در آن جغرافیای تحمیلی است تا به آزادی.پرسش ما از شما و طیف همسو با شما کاملا ساده است:آیا ایران آینده بر پایه ترس از تکثر ساخته میشود،یا بر پایه اعتماد به خود مدیریتی مردمی که میخواهند بدون ارباب زندگی کنند؟
زانیار طاهری از آنارشیست های کوردستان